محمود نجم آبادى

322

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

چنين گفت قيصر بآواى نرم * كه " ترسنده باشيد و با راى و شرم " بگفت اين و جانش برآمد ز تن * شد آن نامور شاه لشگر شكن ز لشگر سراسر برآمد خروش * هوا را بدريد آواز گوش نهفتند صندوق او را به خاك * ندارد جهان از چنين كار باك چنين است رسم سراى كهن * سكندر شد و ماند ايدر سخن " 9 - تاريخ طب در ايران پس از مرگ اسكندر پس از مرگ اسكندر وضع ايران از نظر سياسى و علمى به صورت ديگرى درآمد و ايران وارد مرحله ركود علمى شد . چنان كه مىدانيم پس از اسكندر ممالك مفتوحه وى بين سردارانش تقسيم و از نظر فرهنگ كشورش به سه قسمت بزرگ تقسيم شد : اول آسياى صغير و بين‌النهرين و شام و ارمنستان كه تحت نفوذ فرهنگ يونان بود . دوم بلوچستان و پنجاب و سغد و سيستان كه مدتى زير سلطه فرهنگ يونانى نژاد بودند ، اما كم‌كم فرهنگ هندوستانى بدان غلبه يافت . سوم ايران كه در وسط دو فرهنگ يونان و هند قرار گرفته بود و بدين جهت از دو فرهنگ بالا استفادات كرده است . به سطور بالا بايد اضافه كرد كه وجود پزشكان يونانى در دربار هخامنشيان ( چنان كه گذشت ) و آنگاه آمدن اسكندر به ايران و فتوحات وى ، باعث گرديد كه طب ايران از طب يونان استفادات است زيادى كند . از آن گذشته جانشينان اسكندر و سرداران وى نيز به همان رويه اسكندر ( بلكه شديدتر ) رفتار كردند و تمدن يونانى را در ايران بسط دادند ، تا دنباله اين امر به سلسله اشكانى رسيد ، چنان كه سلوكيدها ابتدا پايتخت خود را به نام سلوكيه يا سلوكيا در برابر مدائن در كنار رود دجله قرار دادند و اين همان مركزى است كه نسطوريان پس از رها كردن مركز علمى خود يعنى رها ( ادس - ارفا ( Edesse ' Orpha و نصيبين ( Nissbis ) در آنجا مستقر گرديدند و اين شهرها را